احساس تنهائی و رابطه احمقانه!
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 2:07
فردا یک رازاست ،نگرانش نباش.دیروز یک خاطره بود، حسرتش را نخور .امروز یک هدیه است قدرش را بدان.نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت. اما ، می توان آغاز کرد و پایان خوبی ساخت ...«كپي برداري با ذكر منبع آزاد است»هرچه ما میتوانیم بنویسیم ، حاصل تجربه یا مطالعه در آثار ونوشته های دیگران است .آنها نیز با مطالع...
چون این خط مستقیم شود!
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 2:07
فردا یک رازاست ،نگرانش نباش.دیروز یک خاطره بود، حسرتش را نخور .امروز یک هدیه است قدرش را بدان.نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت. اما ، می توان آغاز کرد و پایان خوبی ساخت ...«كپي برداري با ذكر منبع آزاد است»هرچه ما میتوانیم بنویسیم ، حاصل تجربه یا مطالعه در آثار ونوشته های دیگران است .آنها نیز با مطالع...
عید مبعث مبارک باد
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 2:07
فردا یک رازاست ،نگرانش نباش.دیروز یک خاطره بود، حسرتش را نخور .امروز یک هدیه است قدرش را بدان.نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت. اما ، می توان آغاز کرد و پایان خوبی ساخت ...«كپي برداري با ذكر منبع آزاد است»هرچه ما میتوانیم بنویسیم ، حاصل تجربه یا مطالعه در آثار ونوشته های دیگران است .آنها نیز با مطالع...
دوست یعنی...
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 2:07
فردا یک رازاست ،نگرانش نباش.دیروز یک خاطره بود، حسرتش را نخور .امروز یک هدیه است قدرش را بدان.نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت. اما ، می توان آغاز کرد و پایان خوبی ساخت ...«كپي برداري با ذكر منبع آزاد است»هرچه ما میتوانیم بنویسیم ، حاصل تجربه یا مطالعه در آثار ونوشته های دیگران است .آنها نیز با مطالع...
بیا گناه کنیم!
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 2:07
بیا گناه ندارد، به هم نگاه کنیم ، و تازه داشته باشد ، بیا گناه کنیم... نگاه و بوسه و لبخند، اگر گناه بوَد ، بیا که نامه اعمال خود سیاه کنیم !!! بیا به نیم نگاهی و خنده ای و لبی ، تمام آ
دردهای من...
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 2:07
دردهای من ، جامه نیستند، تا ز تن در آورم ... چامه و چكامه نیستند، تا به رشته سخن در آورم ، نعره نیستند، تا، ز ،نای جان بر آورم ... دردهای من نگفتنی است ! دردهای من، گرچه مثل دردهای مردم ز
روز جهانی ماما گرامی باد
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 2:07
15 اردیبهشت، روز جهانی ماما، مبارک باد با افتخار قدم برمی دارم، سری به اتاق ها می زنم، امروز خداوند زندگی چه کسانی را به دستان من سپرده است؟ از اینکه کودکی به دنیا قدم می گذارد، به خود می بالم، گاهی هم گریه ام می گیرد، وقتی که کمک های من، بی فا
کلاس خالی !
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 2:07
كلاس خالي ... من واستاد ... نشسته روي اين سكوي بي بنياد... تمام حرفهايم پوچ ! تمام ايده هايم باد...! تو مي آيي ، تو مي آئي، ومن يكباره خالي ميشوم از تو (درون) ، به روي
بگو دوستت دارم !
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 2:07
بگو دوستت دارم، و بگذار این واژهتا زیر خاک هم، با ما بیاید! با ما دوباره متولد شود! این بار درختی شویم، که شاخه هایش انگشتان من باشند برگ هایش موهای تو... بگو دوستت دارم، تا فردا همه باور کنند آواز دو پرنده که در قلب درختی لانه کرده اند؛ چیزی جز "دوس
عشق را وارد کلام کنیم!
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 2:07
عشق را وارد كلام كنيم، تا به هر عابري سلام كنيمو به هر چهره اي تبسم داشت، ما به آن چهره احترام كنيمهركجا اهل مهر پيدا شد، ما در اطرافش ازدحام كنيمچشم ما چون به سروسبز افتاد، بهرتعظيم او قيام كنيمگل و زنبور، دست به دست دهند، تا كه شهد جهان به كام كنيم
به من تکیه کن
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 21:24
به من تکیه کن! من تمام هستی ام را دامنی می کنم تا تو سرت را بر آن بنهی! تمام روحم را آغوشی می سازم تا تو در آن از هراس بیاسایی! تمام نیرویی را که در دوست داشتن دارم دستی می کنم تا چهره و گیسویت را نوازش کند! تمام بودن خود را زانویی میکنم تا بر آن به خواب روی! خود را, تمام خود را به تو می سپارم! تا ه...
رقص فقر!
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 21:24
زباله هایتان را کثیف نکنید! شاید کسی شیرینی زندگی اش را درآن جستجو می کند...
بازم شکر الهی...
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 21:24
نه عشقی، نه شوری ، نه حالی نه حرفی، جوابی و سئوالی، نه دستی که مرا دست بگیرد، به روزی و به ماهی و به سالی، سر غم گرفتم به دامن خدایا، نکرده زمانه، چه با من، خدایا بازم شکر، بازم شکر، بازم شکر، الهی، نظر کن به حال دل بی پناهی... در این چشم غمگین، نه اشکی که بریزم، از این شهر غربت، نه پائی که گریزم، د...
بزن بارون
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 21:24
بزن بارون ، ببار آروم ، به روی پلکای خستم ! بزن بارون ، تو میدونی ، هنوزم یاد اون هستم... با اینکه رفت و پژمردم ، هزار بار از غمش مردم، ولی بازم دوسش دارم ، فکرش تنها نمیذارم ...!
دیوانه بودم و دیوانه تر شدم...
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 18:27
از خواب ها پرید، از گریـه ی شدید، اما کسی نبود ، اما کسی ندید ! از خواب می پرم ، از گریه ی زیاد، از یک پرنده کـه، خود را به باد داد... از خواب می پری، از لمس دست هاش، و گریـــــه می کنـــــی، زیــر ِ پتــو یواش... از خواب می پرم ،خوابی که درهم است، آغوش تو کجاست ؟ ! بدجور سردم است... از خواب مـــی پ...
خواب از سرم پرید!
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 14:56
ديشب دوباره آمده بودي به خواب من، ديدار خوب تو، تا كوچه هاي كودكي ام برد پا به پا... شادو شكفته. ما فارغ ز هست ونيست! در كوچه باغها، سر خوش ز عطر بوي شكوفه هاي بهاري... يك لحظه دست تو، از دست من رها شد و....... خواب از سرم پريد!
ای کاش خدا کاری بکند...
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 22:05
برای تو ، برای چشمهایت ، برای من، برای دردهایم ... برای ما ، برای اینهمه تنهائی، ایکاش خدا، کاری بکند...
مادر
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 2:50
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ اصلاٌچرا چتر با خود نبردی؟ حقته... پدرم با عصبانیت گفت: وقتی سرما خوردی وافتادی گوشه خونه،متوجه میشی... اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت: باران احمق، باران بی تربیت...
روز مبادا...
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 23:46
وقتي تو نيستي؛ نه هستهاي ما چونان که بایدند، نه بايدها ... مثل هميشه آخر حرفم، و حرف آخرم را، با بغض ميخورم عمريست لبخندهاي لاغر خود را، در دل ذخيره ميکنم: باشد براي روز مبادا اما؛ در صفحههاي تقويم، روزي به نام روز مبادا نيست! آن روز هر چه باشد، روزي شبيه ديروز ، روزي شبيه فردا، روزي درست مثل همين ر...
مادرم
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 18:23
امروز با دسته گلی ودستانی لرزان به دیدارت آمدم، این اشک های من از سردلتنگی است، دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت، کاش بودی… امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم، می دانم جای تو خوب است، وفرشته های آسمان همنشینان تواند، آخر میدانم که بهشت زیر پای توست…. اما، کاش فقط امروز نگاهت را دا...