خرید بک لینک

دردهای من ،

جامه نیستند، تا ز تن در آورم ...

چامه و چكامه نیستند، تا به رشته سخن در آورم ،

نعره نیستند، تا، ز ،نای جان بر آورم ...

دردهای من نگفتنی است !

دردهای من،

گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست!

درد مردم زمانه است!

مردمی كه كفشهایشان دردمی كند،

مردمی که چین پوستینشان،

مردمی كه رنگ روی آستینشان ، مردمی كه نام هایشان ،

جلوه های كهنه شناسنامه هایشان،

درد می كند...

من ولی تمام استخوان بودنم ، لحظه های ساده سرودنم درد می كند ...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 2:07

صفحه بندی