خرید بک لینک
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم

خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ اصلاٌچرا چتر با خود نبردی؟ حقته...

پدرم با عصبانیت گفت: وقتی سرما خوردی وافتادی گوشه خونه،متوجه میشی...

اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت:

باران احمق، باران بی تربیت...

برچسب: مادر,مادر قلب اتمی,مادرم,مادر ترزا,مادر زن,مادربزرگ,مادريت انك اناني,مادرانه,مادر به انگلیسی,مادر و دختر, نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 2:50

صفحه بندی