خرید بک لینک

از خواب ها پرید، از گریـه ی شدید،

اما کسی نبود ، اما کسی ندید !

از خواب می پرم ، از گریه ی زیاد،

از یک پرنده کـه، خود را به باد داد...

از خواب می پری، از لمس دست هاش،

و گریـــــه می کنـــــی، زیــر ِ پتــو یواش...

از خواب می پرم ،خوابی که درهم است،

آغوش تو کجاست ؟ ! بدجور سردم است...

از خواب مـــی پرم، تنهاتر از زمین

با چند خاطره ، با چند نقطه چین...

از خواب مـــی پرم از تــــــــو نفس ، نفس ...

قبل از تو هیچ وقت ... بعد از تو هیچ کس ...

از خواب مــــی پرم ... رؤیای ناتمام !

از بوی وحشی ات لای ِ لباس هام

چیزی ست در دلت ، دردی ست در سرم،

از خواب مــی پری ... از خواب می پرم ...

از خواب می پرم، می ترسم از خودم!

دیوانــــــه بودم و دیوانـــــه تـــر شدم...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 18:27

صفحه بندی