زندگی بدون تو...
-
تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 8:45
انگار باران مي بارد........ آسمان را نقاشي مي کند ...! لبخندت ،خورشيد، گيسوانت ،چهارچوب پنجره کلاس ... ميزي از انتظار، چند صندلي از تنهايي هاي پشت پنجره باراني ... و چند شاخه خاطره ،روي گلداني از ابر... هوا هميشه باراني است،از وقتي تو رفتي ، خورشيد هم به خاطره ها پيوسته ...! ميز و صندلي ثابت است، ان...
باران برای تو می بارد...
-
تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 8:45
این برگهای زرد، به خاطرپاییز نیست که از شاخه میافتند... قرار است تو از این کوچه بگذری، و آنها ،پیشی میگیرند از یکدیگر، برای فرش کردن مسیرت... گنجشکها، از روی عادت نمیخوانند، سرودی دستهجمعی را تمرین میکنند، برای خوشآمد گفتن به تو.. باران برای تو میبارد، و ر
شب جمعه و یاد عزیزان
-
تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 8:45
توت فرنگی های تشنه - شب جمعه و یاد عزیزان ufeff خوش آمدید شب جمعه و یاد عزیزان پنجشنبه است، به رسم کهن، یاد میکنیم از آنها که از ما جدا شدند، یاد میکنیم از آنها که دلتنگشان میشویم... یاد میکنیم از آنها که هنوز دوستشان داریم... دلمان گرم به خاطره پدرهایی که نیستند، مادرهایی که رفته اند... دلمان گرم ب...
پنجم شهریور، روز داروساز مبارک باد...
-
تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 5:03
فردا یک رازاست ،نگرانش نباش.دیروز یک خاطره بود، حسرتش را نخور .امروز یک هدیه است قدرش را بدان.نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت. اما ، می توان آغاز کرد و پایان خوبی ساخت ...«كپي برداري با ذكر منبع آزاد است»هرچه ما میتوانیم بنویسیم ، حاصل تجربه یا مطالعه در آثار ونوشته های دیگران است .آنها نیز با مطالع...
روز پزشک مبارک باد
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 13:53
با هرچه عشق، نام تو را می توان نوشت با هر چه رود، راه تو را می توان سرود... بیم از حصار نیست که هر قفل بسته را، با دست های روشن تو ، می توان گشود... روز پزشک مبارک باد
دوستان من
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 6:07
دوستان من ،مثل " گندم اند " یعنی یک دنیا برکت و نعمت ، نبودن شان ، قحطی و گرسنگی است ،و من چه خوشبختم که خوشه های طلائی گندم دراطرافم موج میزنند ، مهربانى تان را قدر میدانم وآنرا در سیلوی جان نگهداری خواهم کرد...
آرامش معکوس!
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 6:07
(( گنج )) (( جنگ )) میشود ، (( درمان )) (( نامرد )) و (( قهقهه )) (( هق هق ))... !! ولی (( دزد )) همان (( دزد )) است... و (( گرگ )) همان ((گرگ )) ... آری نمی دانم چرا (( من ))، (( نم )) زده است؟! و (( یار )) (( رای )) عوض کرده !!! (( راه )) گویی (( هار )) شده، و (( روز )) به (( زور )) میگذرد، (( اش
چقدر زود دیر می شود!
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 11:49
حرفهای ما هنوز ناتمام... تانگاه میکنی وقت رفتن است ! بازهم همان حکایت همیشگی . پیش ازآنکه باخبرشوی ، لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود ! آه ... ای دریغ و حسرت همیشگی. ناگهان چقدر زود دیر می شود...!
روز دختران ایرانی مبارک
-
تاریخ: 1396/5/4 ساعت: 5:14
فردا یک رازاست ،نگرانش نباش.دیروز یک خاطره بود، حسرتش را نخور .امروز یک هدیه است قدرش را بدان.نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت. اما ، می توان آغاز کرد و پایان خوبی ساخت ...«كپي برداري با ذكر منبع آزاد است»هرچه ما میتوانیم بنویسیم ، حاصل تجربه یا مطالعه در آثار ونوشته های دیگران است .آنها نیز با مطالع...
تنهای منظره(سهراب سپهری)
-
تاریخ: 1396/5/1 ساعت: 4:04
کاج های زیادی بلند، زاغ های زیادی سیاه، آسمان به اندازه آبی، سنگچین ها تماشای تجرد کوچه باغ فرارفته تا هیچ... ناودان مزین به، گنجشک آفتاب صریح، خاک خشنود چشم تا کار می کرد، هوش پاییز بود ای عجیب قشنگ با نگاهی پر از لفظ مرطوب مثل خوابی پر از لکنت سبز یک باغ چشم هایی شبیه حیای مشبک پلک های مردد م
تا انتها حضور(سهراب سپهری)
-
تاریخ: 1396/4/23 ساعت: 2:54
امشب؛ در یک خواب عجیب، رو به سمت کلمات باز خواهد شد. باد چیزی خواهد گفت. سیب خواهد افتاد، روی اوصاف زمین، تا حضور وطن غایب شب خواهد رفت. سقف یک وهم فرو خواهد ریخت. چشم؛ هوش محزون نباتی را خواهد دید. پیچکی دور تماشای خدا خواهد پیچید. راز،سر خواهد گرفت.ریشه زهد زمان خواهد پوسید. سر راه ظلمات، لبه ی صح
سپاسگزار آدمهای بد!!!
-
تاریخ: 1396/4/17 ساعت: 17:02
لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید. از همه آدم های بدی که در زندگی ام بوده اند، سپاسگزارم، زیرا؛ آنها دقیقاٌ به من نشان دادند که چه کسی نمی خواهم باشم... تاريخ : ۱۳۹۶/۰۴/۱۷ | 10:32 | نویسنده : M.A |
تمنای تکرار...
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 3:16
به ضرب سنگ حادثه ای ، احساس در سینه ، واندیشه درسرم، واژگونه اند ...! چندان که گاه، حسی ، اطاعت از بطالت تن ام میکند!
عید سعید فطر مبارک باد
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 15:53
فردا یک رازاست ،نگرانش نباش.دیروز یک خاطره بود، حسرتش را نخور .امروز یک هدیه است قدرش را بدان.نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت. اما ، می توان آغاز کرد و پایان خوبی ساخت ...«كپي برداري با ذكر منبع آزاد است»هرچه ما میتوانیم بنویسیم ، حاصل تجربه یا مطالعه در آثار ونوشته های دیگران است .آنها نیز با مطالع...
عروج
-
تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 7:34
فردا یک رازاست ،نگرانش نباش.دیروز یک خاطره بود، حسرتش را نخور .امروز یک هدیه است قدرش را بدان.نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت. اما ، می توان آغاز کرد و پایان خوبی ساخت ...«كپي برداري با ذكر منبع آزاد است»هرچه ما میتوانیم بنویسیم ، حاصل تجربه یا مطالعه در آثار ونوشته های دیگران است .آنها نیز با مطالع...
یک سال گذشت...
-
تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 7:34
یک سال گذشت مادرم، قدم میزنم در راهروی زندگی، نفس می کشم هوائی را که در آن نفس های تو جاری نیست... هم زدن خاطرات گاه مرور دردی می شود، مهلک. بی تو، خانه که هیچ، دنیا هم کم می آورد حجم خوبیهای تورا... کلمات رژه می روند، در غم هجرانت، ودرشرح نبودنت... گاهی قوی بودن چقدر سخت می شود، وقتی قهرمان زندگی ا
بیرون بیا امشب
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 6:33
فردا یک رازاست ،نگرانش نباش.دیروز یک خاطره بود، حسرتش را نخور .امروز یک هدیه است قدرش را بدان.نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت. اما ، می توان آغاز کرد و پایان خوبی ساخت ...«كپي برداري با ذكر منبع آزاد است»هرچه ما میتوانیم بنویسیم ، حاصل تجربه یا مطالعه در آثار ونوشته های دیگران است .آنها نیز با مطالع...
مادر و دیگر هیچ
-
تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 21:05
فردا یک رازاست ،نگرانش نباش.دیروز یک خاطره بود، حسرتش را نخور .امروز یک هدیه است قدرش را بدان.نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت. اما ، می توان آغاز کرد و پایان خوبی ساخت ...«كپي برداري با ذكر منبع آزاد است»هرچه ما میتوانیم بنویسیم ، حاصل تجربه یا مطالعه در آثار ونوشته های دیگران است .آنها نیز با مطالع...
مادر ودیگر هیچ
-
تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 21:05
فردا یک رازاست ،نگرانش نباش.دیروز یک خاطره بود، حسرتش را نخور .امروز یک هدیه است قدرش را بدان.نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت. اما ، می توان آغاز کرد و پایان خوبی ساخت ...«كپي برداري با ذكر منبع آزاد است»هرچه ما میتوانیم بنویسیم ، حاصل تجربه یا مطالعه در آثار ونوشته های دیگران است .آنها نیز با مطالع...
وقت...
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 4:36
توت فرنگی های تشنه - وقت... ufeff خوش آمدید "وقت" رایگان است ، اما بسیار قیمتی !نمی توانید صاحبش باشید ...اما می توانید از آن " استفاده " کنید !نمی توانید آن را " نگه " دارید ...اما می توانید " صرفش " کنید !ولی وقتی از دستش دادید ،هرگز قادر نخواهید بود ، آن را برگردانید ... !