توت فرنگی های تشنه

متن مرتبط با «چیزی به مجنون شدنم نمانده است» در سایت توت فرنگی های تشنه نوشته شده است

کلاس خالی و استاد...

  • نیلوبلاگ

    کلاس خالی و من استاد،نشسته روی این سکوی بی بنیاد!تمام حرف هایم پوچ،تمام ایده هایم باد...دلم میخواد زمان را بازگردانم ،به سال یکهزاروسیصدوهشتاد!ولی افسوس رویا بود ویک حس توهم در خماریهای پی در پی... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مرا به رجعت خورشید باور است هنوز...

  • نیلوبلاگ

    شبانگهان كه شفق ، موج آتشينش رابه صخره هاي زمين كوبد از كرانه ي روزبه جاي آن كه دل از آفتاب برگيرمگمان برم كه طلوعش ميسر است هنوزاگر رها کند اين باور شگفت مرااگر تهي شوم از اين اميد بي فرجامچنان به سوي افق مي گريزم از دل شهركه آفتاب بسوزاندم در آتش خويشمرا خيالي از اينگونه در سر است هنوزازين خيال ، چه سود ؟من آن اسير سيه روزگار اميدممن آن مريض شفاناپذير ايمانموگرنه ، آه چرا در شبي چنين تاريكمرا به رجعت خورشيد ، باور است هنوز ؟ « نادر نادرپور» بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بهترین من...

  • نیلوبلاگ

    خوب ِ خوب ِ نازنین من ! نام تو مرا همیشه مست می کند ،بهتر از شراب ، بهتر از تمام شعرهای ناب !نام تو ، اگر چه بهترین سرود زندگی است ،من تو را؛به خلوت خدایی خیال خود :بهترین ِ بهترین ِ من خطاب میکنم ــ بهترین بهترین من.... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • فرصتی نمانده !

  • نیلوبلاگ

    فرصتی نمانده است،بیا همدیگر را بغل کنیم...فردا،یا من تو را میکشم،یا تو چاقو را در آب خواهی شست!همین چند سطردنیا به همین چند سطر رسیده است*****به اینکه انسان کوچک بماند بهتر است!به دنیا نیاید بهتر است...*****اصلا،این فیلم را به عقب برگردان.آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترینپلنگی شود که میدود در دشتهای دورآن قدر که عصاها، پیاده به جنگل برگردندو پرندهگان دوباره بر زمین...زمین، نه!به عقبتر برگرد؛بگذار خدادوباره دستهایش را بشوید،در آینه بنگرد،شاید تصمیم دیگری گرفت ... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تنها خدا کافی است...

  • نیلوبلاگ

    آن سوی دلتنگی ها،همیشه خدایی هست که داشتنش جبرانِ همه نداشتن هاست و وجودش برای من کافیست...در آن سوی روزمرگی هایم و فرای همه دردها، آلام و آرزوهایم، خدایی هست که تمام امیدم به حضورش خوش است و تمام وجودم به سایه نگاهش زنده. خدایی که می دانم می بیند و می داند، خدایی که برایم کافیست در هر لحظه و هر ثانیه زندگی ام... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • به یاد مادرم

  • نیلوبلاگ

    وقتی بچه بودم، کنار مادرم میخوابیدم و هرشب یک آرزو میکردم.مثلاً آرزو میکردم برایم چیزی بخرد...میگفت میخرم به شرط اینکه بخوابی!یا آرزو میکردم جائی برم ،میگفت میبرمت به شرط اینکه بخوابی!یا آرزو میکردم کاره ای بشم،می گفت میشی، به شرط اینکه بخوابی...یک شب پرسیدم اگر بزرگ بشوم به آرزوهام میرسم؟گفت:میرسی به شرط اینکه بخوابی...!و هر شب با شوق آرزوهام میخوابیدم...آنقدر خوابیدم و خوابیدم وخوابیدم تا بزرگ شدم ،هرچه بزرگتر شدم، آرزوهایم کوچک و کوچکتر شدن ...!دیشب مادرمو خواب دیدم؛ازم پرسید: هنوز هم شبها قبل از خواب به آرزوهات فکر میکنی؟گفتم: شبها نمیخوابم.پرسید :مگه چه آرزویی داری؟گفتم: تو اینجا باشی ، هیچ آرزویی ندارم.گفت: سعی میکنم به خوابت بیام به شرطی که تو بخوابی...یکم تیر، سالروز آسمانی شدنت را گ...

    ادامه مطلب
  • سفر به کویر مصر

  • نیلوبلاگ

    کویر مصر یکی از مناطق طبیعی کویری زیبا و دیدنی است، منطقه مسکونی از معماری سنتی و جالبی برخوردار است و بد نیست قبل از حرکت بهسمت کویر مصر، کمی در این روستا توقف کنید. کویر مصر، از بخشهای مختلفی تشکیل شده است که شامل دریاچه نمک سلکون مصر، نیزار مصر، تخت عباسی، تخت عروس و تنگه رودخانه نمک میشود. در کویر مصر میتوانید از تفریحات لذت بخش نظیر آفرودسواری و شترسواری ، سافاری و موتور سواری لذت ببرید و شبها در آسمانی صاف به تماشای ستارگان بنشینید و از اقامت در اقامتگاههای سنتی لذت ببرید. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • کدام استقلال ؟ کدام پیروزی ؟

  • نیلوبلاگ

    حضور گم شده ،صد هزار آدم گم !حضور وحشی رنگ ...طنين نعره مسلول و خنده مسمومطنين دغدغه، جنگيکی به عربده گفت :درود بر آبی!به هر کجا که رَوی رنگ آسمان آبی استبه طعنه گفت کسی با غرور و بی تابیولی نبود آبی ؛ميان هيچ رگی خون هيچ کس هرگز...درود بر قرمز!فضای ساده و سبز زمين آزادیدر انفجار صدای ترقهها، در دود...نود دقيقه کدورت ، نود دقيقه کبود !در آستانه در،غريب و غمزده طفلی کنار وزنه پيربه فکر سنجش وزن هزار ناموزونو پيرمردی گنگ ،تکيده ، تشنه ، به دنبال لقمه ای روزی ! کدام'>کدام استقلال؟ کدام پیروزی؟ بخوانید...

    ادامه مطلب
  • پیرهنت را به من بده !

  • نیلوبلاگ

    امشب شبیه عشق رها شو درون من، روحِ شگرفِ بی بدنت را به من بدهای مثل صبحْ آمده از لمـسِ آفتاب، من سردم است پیرهنت را به من بدهاینجا میان موزهی شب خاك می خورم، امشب هوای پرزدنت را به من بدهمن با تو گفتن از تو ، تو را دور می شوم ای من ، منِ همیشه ،من ات را به من بدهحرفی نمانده است ، ولی محضِ یك حضور فریادهای بی دهنت را به من بدهمردن مرا نشانهی تلخی ست ، بعد از این نامِ قشنگِ زیستن ات را به من بده بخوانید...

    ادامه مطلب
  • به خردان مفرمای کار درشت

  • نیلوبلاگ

    گرت مملکت باید آراسته، مده کار معظم به نوخاسته!به خردان مفرمای کار درشت، که سندان نشاید شکستن به مشت...رعیت نوازی و سرلشکری، نه کاریست بازیچه و سرسری!نخواهی که ضایع شود روزگار، به ناکاردیده نفرمای کار... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • خوشا به بخت بلندم که در کنار منی...

  • نیلوبلاگ

    خوشا به بختِ بلندم که در کنارِ منی تو هم قرارِ منی هم تو بیقرارِ منیگذشت فصلِ زمستان، گذشت سردی و سوز بیا ورق بزن این فصل را، بهارِ منیبه روز...

    ادامه مطلب
  • به یاد پدر

  • نیلوبلاگ

    سرانگشتی، حساب می کنم ، گستاخی های کودکی ام را ...!چورتکه می اندازم، بر شمار اشتباهات جوانی ام ...متر میکنم، جامه عشق ات را بر تن ام .وجب میکنم، مساحت دور اندیشی ات را برای آینده ام !اندازه می گیرم، ...

    ادامه مطلب
  • چیزی نپرس

  • نیلوبلاگ

    نفس میکشم تا به جای مردگان خاک ام نکنند !اینگونه است حال منچیزی نپرسعزیزممن میدانم چگونه با حسرت نبودنت تا کنم،فقط برایم بنویس که هنوز می خندی...خدایا؛ ساده از خطاهایم بگذر، همانطور که ساده از آرزوهایم گذشتی......

    ادامه مطلب
  • چیزی به مجنون شدنم نمانده است...

  • نیلوبلاگ

    هر روز در هر سوی خانه،می بینمت که میخندی!!!گوئی یک میلیون سال از آخرین دیدارمان می گذرد !و من یک میلیون سال پیرتر شده ام !و انگار قرار نیست هیچ گاه این دوری به پایان برسد ...!چند "روز" دیگر، چند " شب " دیگر باید صبر کنم ؟چند " میلیون سال " دیگر ، بی تو ... ؟!چیزی به مجنون شدنم نمانده است......

    ادامه مطلب
  • به خوابم نیا!

  • نیلوبلاگ

    از ترس اینکه مبادا ی روزی به خوابم, بیایی، همیشه بیدار می مانم! و این بیداری ، خواب عمیقی است ک تو در آنی.......

    ادامه مطلب
  • جهان برایم غریبه است...!

  • نیلوبلاگ

    من از هراس رفتنت،همیشه خواب های طلایی ام را ساده از دست داده ام.پس از این دیگر نه به خواب قاصدکی خواهم رفت و نه تو...باور کن که نمیدانم به کجای این قصه عادت کنم!وقتی تو میروی و من دوباره در هیچ گم شده، در میان اشک هایم آواره می شوم...گویا هنوز زاده نشده ام !وجهان برایم غریبه است... Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • چیزی نپرس عزیزم...

  • نیلوبلاگ

    نفس میکشم ،تا بجای مرده ها خاکم نکنند...!!اینگونه هست حال من.چیـزی نپـرس عزیزم....!فقط متحیر و متعجب مانده ام که با قلب مرده ...چگونه هنوز نفس می کشم ...!نه تپشی ...نه جنبشی ...نه صدایی ...فقط....دلم یک شعر بلند میخواهد...خدایا، ساده از خطاهایم بگذر،همانطور که ساده از آرزوهایم گذشتی...Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • قصه ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

  • نیلوبلاگ

      همه خفتند، به غیر از من و پروانه و شم...

    ادامه مطلب
  • تسلیت به مناسبت زلزله کرمانشاه

  • نیلوبلاگ

    حادثه بسیار غم انگیز زلزله غرب و شمال غرب کشور، قلب همه مردم نوعدوست ایران و جهان را به شدت لرزاند و سیلاب اشک بر رخسار بسیارى جارى ساخت. ضمن عرض تسلیت به همه همنوعان گرامی که در این حادثه تلخ، عزیزان خود را از دست دادند، امید آن است که با صبر و شکیبائی ، و با آموختن تجربه از روزهای سخت پیش رو، دست در دست هم دهیم تا مشکلات را برای ساختن و ادامه زندگی پشت سر بگذاریم. انشاالله....

    ادامه مطلب
  • به من تکیه کن

  • نیلوبلاگ

    به من تکیه کن! من تمام هستی ام را دامنی می کنم تا تو سرت را بر آن بنهی! تمام روحم را آغوشی می سازم تا تو در آن از هراس بیاسایی! تمام نیرویی را که در دوست داشتن دارم دستی می کنم تا چهره و گیسویت را نوازش کند! تمام بودن خود را زانویی میکنم تا بر آن به خواب روی! خود را, تمام خود را به تو می سپارم! تا هر چه بخواهی از آن بیاشامی, از آن برگیری, هر چه بخواهی از آن بسازی، هر گونه بخواهی باشم! از این لحظه مرا داشته باش......

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    به من تکیه کن حواست کجاست | به من تکیه کن | به من تکیه کن شریعتی |