خرید بک لینک
من از هراس رفتنت،همیشه خواب های طلایی ام را ساده از دست داده ام.

پس از این دیگر نه به خواب قاصدکی خواهم رفت و نه تو...

باور کن که نمیدانم به کجای این قصه عادت کنم!

وقتی تو میروی و من دوباره در هیچ گم شده، در میان اشک هایم آواره می شوم...

گویا هنوز زاده نشده ام !

وجهان برایم غریبه است...

 

برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: يکشنبه 16 ارديبهشت 1397 ساعت: 8:30

صفحه بندی