هر روز در هر سوی خانه،
می بینمت که میخندی!!!
گوئی یک میلیون سال از آخرین دیدارمان می گذرد !
و من یک میلیون سال پیرتر شده ام !
و انگار قرار نیست هیچ گاه این دوری به پایان برسد ...!
چند "روز" دیگر، چند " شب " دیگر باید صبر کنم ؟
چند " میلیون سال " دیگر ، بی تو ... ؟!
چیزی به مجنون شدنم نمانده است...
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل صادقی
تاريخ: پنجشنبه
12 ارديبهشت
1398 ساعت: 0:17