خرید بک لینک

دردهای من ،

جامه نیستند، تا ز تن در آورم ...

چامه و چكامه نیستند، تا به رشته سخن در آورم ،

نعره نیستند، تا، ز ،نای جان بر آورم ...

دردهای من نگفتنی است !

دردهای من،

گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست ...

درد مردم زمانه است ،

مردمی كه كفشهایشان دردمی كند،

مردمی که چین پوستینشان،

مردمی كه رنگ روی آستینشان ،

مردمی كه نام هایشان ،

جلوه های كهنه شناسنامه هایشان،

درد می كند...

من ولی تمام استخوان بودنم ،

لحظه های ساده سرودنم درد می كند ...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:17

صفحه بندی