سکوتی لرزان در حریر آتش...
زمزمه ای پنهان در سایه های سکوت!
شمعی مدام در من می سوزد؛
من اما، پشت پنجره های بی ستاره شب ،
به بازی خاکستر و باد می اندیشم
که پایان همه سوختن هاست...
برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:17