
هرلحظه میتونه گریه م بگیره !
هرلحظه !
مثلاً همین الآن ، همین جا، هرجا،
توی تاکسی ، پشت فرمان ،
محل کار،
جلوی تلویزیون موقع تماشای فیلم ،
کنار آدمها وسط جدی ترین حرفها ،
موقع گوش دادن به هر آهنگی ،
توی هر حالی هرحرفی میتونه گریه ام بیاندازه!
یه چیزی میجوشه از وسط سینه ام ،
بی آنکه بتونم کاری بکنم ، میاد تا پشت چشمام!
با لرزش دستام و بیقراری عضلات صورتم...
به خودم که میام ،
میبینم که دیگه حتی اون آدم چند ثانیه قبل نیستم !
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل صادقی