خرید بک لینک

من از هراس رفتنت،

خواب های طلایی ام را ساده از دست داده ام...

از این پس نه به خواب قاصدکی خواهم رفت و نه تو...

اما نمیدانم به کجای این قصه عادت کنم!

وقتی تو میروی و من دوباره در هیچ گم شده، در میان اشک هایم آواره می شوم...

گویا هنوز زاده نشده ام !

وجهان برایم غریبه است...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:06

صفحه بندی