تنهای منظره(سهراب سپهری)

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
کاج های زیادی بلند،

 زاغ های زیادی سیاه،

آسمان به اندازه آبی،

سنگچین ها تماشای تجرد

 کوچه باغ فرارفته تا هیچ...

 ناودان مزین به، گنجشک

آفتاب صریح، خاک خشنود

 چشم تا کار می کرد،  هوش پاییز بود

 ای عجیب قشنگ

با نگاهی پر از لفظ مرطوب

مثل خوابی پر از لکنت سبز یک باغ

چشم هایی شبیه حیای مشبک

پلک های مردد

مثل انگشت های پریشان خواب مسافر

 زیر بیداری بیدهای لب رود

انس

مثل یک مشت خاکستر محرمانه

روی گرمای ادراک پاشیده

فکر

آهسته بود

 آرزو دور بود

 مثل مرغی که روی درخت حکایت بخواند

در کجاهای پاییزهایی که خواهند آمد

یک دهان مشجر

 از سفرهای خوب

حرف خواهد زد ؟

نویسنده : بازدید : 25 تاريخ : يکشنبه 1 مرداد 1396 ساعت: 4:04
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها